العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

361

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

پس نميشود كه حال رعيت خوب شود و رعيت صالح گردد جز بصلاحيت و لياقت واليان و سرپرستان خود و حال واليان بهبود نشود و بر اجراء حق و عدالت توانگر نگردند جز با استقامت و درستكارى رعيت و هر گاه رعيت حق والى را ادا كند و والى هم حق رعيت را بپردازد حق ميان آنها عزيز و محترم باشد و روشهاى ديانت ميانشان برپا بود و معالم عدالت بر جا و سنتها و روشهاى عدالت جارى برملا و به اين وضع زمانه خوب گردد و زندگانى خوش باشد و دولت زمينه‌ى بقا دارد و دشمن نوميد و بينواست و هر گاه رعيت بر والى و سرپرست خود چيره شد و در برابر او ايستاد و والى هم بر رعيت دست اندازى و گردنفرازى كرد اينجا اختلاف كلمه پديد آيد و مطامع ناحق آشكارا شود ، دغلى در دين و قانون فراوان گردد و عمل بر طبق سنتهاى الهيه متروك گردد و بدلخواه عمل شود و مقررات قانون تعطيل گردند و امراض روحى بسيار شوند و از تعطيل حدود و مجازات سترك و مهم هراسى نشود و نه از ناحق بزرگى كه در جامعه ريشه بندد و بنيادگذارى شود و در اينجاست كه بزرگان خوار و زبون گردند و بدان عزيز و محترم و صاحب نفوذ شوند و شهرها بويرانى افتد و كيفرهاى خداى عز و جل بر بندگان بالا گيرد و بزرگ شود . پس اى مردم بشتابيد و گرد آئيد بر همكارى در فرمان بردن از خداى عز و جل و پايدارى در عدل و وفادارى به پيمان او همه‌ى حقوق او را منصفانه ادا كنيد ، زيرا كه بندگان خدا به چيزى نيازمند نيستند از اينكه در اين باره خير خواه يك ديگر باشند و با هم به خوبى همكارى كنند ، هيچ كس نيست كه هر چه هم در تحصيل رضاى خدا حريص و در كردار و عمل خير دراز كوشش بود بتواند بحقيقت آنچه خدا از حق باهلش بخشيده برسد و آن را چنانچه شايد ادا كند ولى از حق واجب و لازم خداى عز و جل بر بندگانش خير خواهى او است باندازه‌ى توان خودشان و همكارى و كمك بر اقامه حق در ميان آنان ، سپس هيچ مردى نيست